X
تبلیغات
مامانی فری و مرسانا جون

 

دختر عزیزم مهسا

اون روز وقتی اولین بار روی دو پای نازک خودت ایستادی و به ستون پاهای من چسبیدی می دیدم سرت به زانوهای من  نمیرسند ...........

اما الان داری خودت  مادر میشی

اون روز وقتی با هم قدم میزدیم و تو سر به سینه من بعد از خدا نزدیکترین موجود عالم به من بودی

اما امروز تو معبود یه عزیز دیگه هستی

اونروز وقتی ازم دورمیشدی میگفتم مواظب باش دخترم اوف نشی اما امروز..................................

ومن همیشه نگران .................دغدغه ها رنگ عوض کردن اما من هنوز مامان همیشگی ام

دخترم مواظب خودت باش ............................

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 12:24 توسط مامانی فری |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات
نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 9:16 توسط مامانی فری |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات
نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 9:16 توسط مامانی فری |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات
اینم گیفتهایی که به مهمونا دادیم

 

نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 9:14 توسط مامانی فری |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات
اینم نمای کلی اتاق

 

 

نوشته شده در سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 8:22 توسط مامانی فری |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات
 

 

 

 

لباس مامان مهسا وقتی بدنیا اومده بوذ 

نوشته شده در سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 8:19 توسط مامانی فری |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات
 این اتاق منتظر یه فرشته کوچولوست

 نمای کلی اتاق

 

نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 11:52 توسط مامانی فری |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات
 

 

 

نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 10:27 توسط مامانی فری |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات
سلام عزیزم

خوبی جدیدا خیلی شیطون شدی مامان مهسا میگه هر وقت تکون نمیخوری برات اهنگ میذاره و شما شروع به تکون خوردن میکنی ای شییییییییییییییییطون

روز چهار شنبه و ۵ شنبه جشن سیسمونی داشتیم خیلی خوب بود اخر مهمونی هم به رسم یادگاری گیفتهایی که درست کرده بودیم به مهمونها دادیم

 

 

اینم عکس دخترم تو مهمونی  

نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 10:22 توسط مامانی فری |
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

كد موسيقي براي وبلاگ