X
تبلیغات
W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd"> مامانی فری و نوه گلم مرسانا جون

 

دلم میخاد بهت بگم چقد صداتو دوس دارم.. چقد مثه بچگیام لالاییاتو دوس دارم
سادگیاتو دوس دارم، خستگیاتو دوس دارم.. چادر نماز زیر لب خدا خداتو دوس دارم..

دنیا اگه خوب اگه بد.. با تو برام دیدنیه... خدا جونم عاشقشم، خیلی مواظبش باش

 

 

 

 

به یاد آر چشمانی را كه بر تو نگران بودند


 به یاد آر دستانی را كه شب ها با نوازش های خود

 

 دردهای تو را تسكین می دادند


 به یاد آر دلی را كه به خاطر تو زخم ها خورده است


 آن هنگام زانو بر زمین بگذار و موهبت مادر را سپاس دار ...

 

روز مادر به دختر عزیزم و همه مادران وبلاگی مبارک باد

 

 

 

 

ادامه مطلب یادتون نره

ادامه مطلب
نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 17:57  توسط مامانی فری  | 
نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 12:5  توسط مامانی فری  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

میخواین باهم بریم عید دیدنی

 

 

تشریف بیارید ادامه مطلب

 

یه پست طولانی و پر عکس

 

 

در ضمن رمز عوض شد  

 

 

 

 

 

 

 

 

ادامه مطلب
نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 0:44  توسط مامانی فری  | 

 

 

 

 

 

ماه ها و هفته ها و روزها پي هم مي آيند و تو روز به روز ، كه نه !
لحظه به لحظه در حال شكوفا شدني .
جوانه ميزني و سبز ميشوي و گُل ميدهي ...
و من با تمام اشتياق م ، نظاره گرِ اين سير تكامل توام

 گُل اندام من .

 

31شدي نازنينم .
31ماهه اي دلبر و شيرين .
31ماهه اي مهـــــــربان و نيك انديش .
31ماهه اي دانا و زيرك .

و من !
مي ستايم تمام روح لطيف تو را ...
تمام وسعت دل كوچك تو را ...
تمام هوش سرشار تو را ...


من مي ستايم تمــــام " تو " را ، كه از برگ درخت هم

لطيف تري .

 

 

 

 

 

نوشته شده در  جمعه پانزدهم فروردین 1393ساعت 14:54  توسط مامانی فری  | 

 

Download spring 9 

 

 

Download spring 9 

 

 

 Download spring 9

 

 

 Download spring 9

 

 

 

نرم نرمک میرسد اینک بهـــــــــار

خوش به حال روزگار...

خوش به حال غنچه های نیمه باز

...

بوی باران بوی سبزه بوی خاک

شاخه های شسته باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگهای سبز بید

عطر نرگس رقص باد

نغمه شوق پرستو های شاد

خلوت گرم کبوترهای مست...

 

مرسانای نازنینم سه ساله که نوروز برامون با ارزشتر و قشنگتره چون شما عزیزو در کنارمون داریم

 

 

گل قشنگم و مهسا و مجید عزیز

 

دست هایم آنقدربزرگ نیست که چرخ دنیا را به کامتان بچرخانم

 امایکی هست که بر همه چیز تواناست.

شما را با تمام خوبیهایتان به او میسپارم.

با آرزوی روزهایی خوب

سال نو مبارک

.

 Download spring 9

 

 

 

 

 Download spring 9

 

 

 Download spring 9

 

 

 

 Download spring 9

 

 

 Download spring 9

 

 

 Download spring 9

 

 

 

 

 Download spring 9

 

 

 

 

Download spring 9 

 

 

 

 

 

 Download spring 9

 

 

 

Download spring 9 

 

 

 

 

 

 

 

تمام امسال می اندیشم وازاعماق قلبم خدایم راسپاس میگویم وفکرمیکنم چطوراینهمه بدهی را با او صاف کنم ؟! اوکه بدون انتظارنعمتهایش رابه من ارزانی میکند ،همین فرشته های زندگیم رامیگویم که بزرگترین نعمت زندگیم هستند ومن گاهی چه بی رحمانه فراموش میکنم !

خدای مهربانم سپاس سپاس سپاس سال۹۲هم مثل قبلترهابه خوبی گذشت و من این نو شدن وتازگی را باتمام وجودم حس میکنم

زیرلب زمزمه میکنم برایت :

عزیزدل مادرباتمام وجودمیخواهم هرگزباچشمان مهربانت نامهربانی روزگاررانبینی..

همه جاوهمه وقت حاجت دلت باحکمت خدایکی باشد..

دخترک موکمندم زندگی ساختنی ست نه گذراندنی بمان برای ساختن نسازبرای گذراندن..

فاصله بین مشکل وحل مشکل آن یک زانو زدن است امانه دربرابرمشکل بلکه دربرابرخدا..

خواسته همیشگیم اینست که هیچ چیزتو را ناراحت نکند فقط و فقط شادیهاتو را احاطه کند..

آنکه روزگاری دوست خواهی داشت عاشقت باشدو در همه احوال لطف خداباتوباشد . .

اینهاکمترین آرزوی مادرانه من است برای تو در سال جدیدوتمام روزهای زندگیت  

 

 

Download spring 6 

 

 


برچسب‌ها: سومین عید نوروز مرساناجون

ادامه مطلب
نوشته شده در  دوشنبه چهارم فروردین 1393ساعت 5:1  توسط مامانی فری  | 

 

مرسانای  یکی یکدونه ام

 سبددعایم رابرداشتم وآنرابسوی خداگرفتم،اسمت رابامهرت داخل آن گذاشتم، سبد پرشد از صبوری، سلامتی،لبخند خداوگلهای بهاری...آن رابسويت ميفرستم،

خانه ات را پرکن 

پیشاپیش سال نو به عروسک خوشگلم

و همه دوستهای نازنینم که در این

مدت دوست و همراهم بودن تبریک میگم

دوستان خوبم
سال قشنگى را در كنار شما داشتم
پيغامهاى خوشگل شما به   من انرژی

 میداد خیلی دوستتون دارم
اميدوارم كه امسال سال خوبى براى همه شما عزيزان باشد...

لبهاتون هميشه خندان و دلهاتون هميشه شاد
سفرهاتون پر بركت و جيب هاتون پر پول
سالم و سلامت در كنار هم
 پیشاپیش سا ل نو مبارک

 

خیلی دوستتون دارم و ممنونم که همیشه به خونه من سر میزنید  

 


 

 

  

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 15:55  توسط مامانی فری  | 

تق تق تق فش فشه، فاصلمون کم بشه

هیزم و نفت و آتیش، دوست دارم خداییش

سیب زمینی به سیخه، عکس گلت به میخه

غماتو بیار فوتش کن، کینه داری شوتش کن !

هوا بهاری میشه، سرما فراری میشه

زردی ازت دور بشه، هر چی میخوای جور بشه ! 

آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش

و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می رویم

سرخی تو از من ، زردی من از تو

 

 

 

 

 شکلک های محدثه

  شکلک های محدثه

 

  شکلک های محدثه

 

ادامه مطلب
نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 3:50  توسط مامانی فری  | 

Download spring 5

 

مرسانای نازنینم

 

 

بهار را دوست دارم بخاطر زيبايى نوروزش،

 بوى خوش سنبل و چشمان فريباى نرگسش

 لاله هاى رنگين و عاشقش

و ماهيهای قرمز در تنگ بلورى

 و تو را دوست دارم چون  که همچو بهار زیبا و شکوفا هستی

 

 

Download spring 6

 

 

Download spring 3

 

 


 


 

یک روز قشنگ و 27 اسفند 1392 با مرسانای قشنگم

Download spring 12 

 

لطفا بیاین ادامه مطلب

 

اینشالله عکسهای چهارشنبه سوری فردا میزارم

 

Download spring 8 

 

 

 

ادامه مطلب
نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 3:21  توسط مامانی فری  | 
 
 بوی عید

و
 بهار

 

 

 

سلام دوستای گلم -

 

خوبید ؟ خونه تکونی کردید ؟

 
 
 
Wheelbarrow with Flowers PNG Clipart
 
 
اینقدر از شور و حال قبل از عید خوشم میاد
همه انگار منتظر یه اتفاق خاص و خوب هستند انگار قراره واقعا با تحویل سال "حول حالنا" بشه آرزوها عشق ها امیدها همه زنده میشن و توی هوا پراکنده آدم بوی امید و زندگی رو حتی توی هوایی سرد هم حس میکنه -
 این روزا بیشتر ازون که تو خونه تمیزکاری کنم دلم میخواد برم لابلای مردم و از انرژی که اطرافشون پخشه استفاده کنم
 
 
کلا ماه اسفندو به خاطر شورو حالی که مردم دارن دوست دارم از همه خونه های بوی وایتکس و مواد شوینده میاد همه در حال تحول و نو کردن هستن هر کسی به یه شکلی واقعا سنت قشنگ و به جایی بوده این خونه تکونی فکرشو بکنین اگه نبود چه اتفاقی رخ میداد
 
 
خوب منم مثل همه مشغول خونه تکونی و سورو سات عید هستم امسال چون بازنشست بودم بیشتر وقت داشتم برای خونه تکونی ودرست کردن هفت سینم و به نظر خودم قشنگ شده حالا بعدا عکساشو میبینید برای مامانم هم هفت سین درست کردم که عکیشو تو ادامه مطلب گذاشتم این عکس سبزه هایی که درست کردیم
در ضمن یه تشکر ویژه و مخصوص از مامان مهرناز عزیزم که زحمت این تقویم رو کشیدن و کلی مارو سوپرایز و خوشحال کردن دستتون درد نکنه واقعا هدیه و سوپرایز جالبی بود ممنونیم مهربون
بریم ادامه مطلب یا مرسانا گلی

ادامه مطلب
نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392ساعت 2:1  توسط مامانی فری  | 
 
 مرسانا گلی تا این لحظه ، 2 سال و 6 ماه و 0 روز و 22 ساعت و 44 دقیقه و 28 ثانیه
 سن دارد

 

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
ديدي نازپروده ام ؟ ديدي چه زود گذشت ؟!
 
همين سي ماه با تو بودن را مي گويم ...


سي ماه كه پر بود از لحظه هاي بكر و ناب . پر بود از شادي و غم .
 
 پر بود از عشق ، از مهرباني از عطر خدا ...
انگار همين ديروز بود كه تو را پيچيده در پتو به من دادند !
 
همين ديروز بود كه براي اولين بار بوسيدمت ...
 

حالا تو شده اي ٣٠ ماهه اي همه چيز تمام !
شده اي دلربا ، عزيز جان !


زود گذشت مرسانا  عزیز! خيلي زود ...

ميدانم ! باقي عمرمان هم به همين زودي خواهد گذشت !
ميدانم كه من باز در حسرت گذشته اي هستم كه ديگر نيست و كيفور از داشتن
 
روزهاي با هم بودن !
روزهاي نوجواني ات ...

اخ مادر ، يعني هستم كه ببينم آن روزها را ؟


دعا كن دخترم. دعا كن باشم .


لحظه هايت پر از ياد خدا ، پر از عشق ...

دوستت دارم بي همتاي من.

 

 
با کلی عکس در ادامه مطلب

از پست بعدی رمز عوض میشه

ادامه مطلب
نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 2:10  توسط مامانی فری  | 

یکسالگی مامان مهسا

 totalgifs.com barrinhas gif gif 94.gif

 totalgifs.com barrinhas gif gif 94.gif

یکسالگی مرسانا جون

 

 

 totalgifs.com barrinhas gif gif 94.gif

 

نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1392ساعت 23:37  توسط مامانی فری  | 
نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 2:13  توسط مامانی فری  | 

مرسانای نازنینم

زندگی را عاشقانه زندگی کن



اگر زندگی را عاشقانه زندگی کنی....

جاودانگی را در لحظه های گذرا ، تجربه خواهی کرد......



اگر زندگی را عاشقانه سپری کنی....

دلت بستر رودخانه ی تمامی شعر های جهان خواهد شد...

لطیف خواهی شد ....شفیق خواهی بود...

آنگاه نه تنها خود سعادتمند خواهی زیست....

بلکه وجودت برای دیگران نیز سعادتی خواهد بود...

به یاد داشته باش آینده....

کتابی است که امروز می نویسی...

پس چیزی بنویس که فردا از خواندن آن لذت ببری...

خدايا..................................

توانم ده تا دوست بدارم بي چشم داشت...

و بفهمم ديگران را حتي اگر نفهمند مرا
....

روز عشق بر پنج  عشق زندگیم مبارک

حالا بریم ادامه مطلب تا کادوهارو ببینیم

heart clipart graphics


برچسب‌ها: سومین سال روز عشق مرسانا گلی

ادامه مطلب
نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392ساعت 2:23  توسط مامانی فری  | 

مرسانا گلی تا این لحظه

  2 سال و 5 ماه و 7 روز و 21 ساعت و 49 دقیقه و 52 ثانیه

 سن دارد




زیباترین شب زمین شب پر از نگاه تو


دعای من برای تو ، خدای من پناه تو .

. .


دوســـــــــــــت دارم
 
 
 
نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1392ساعت 1:36  توسط مامانی فری  | 

تشکر فراوان از مامان مهسا عزیز و بابا مجید مهربون

 

 

مرسانای قشنگم

 

وظیفه خودم میدونم که اینجا از مامان و بابای مهربونت برای زحمتهای که به خاطر سفر حج من وبابایی کشیدن از آش پشت پا گرفته تا گوسفند و  پلاکادری که از طرف مرسانای نازنینم نوشته بودن و بقیه کارهایی که برامون سوپرایز بود تشکر کنم و خداوند را هزاران بار شاکریم

 

 همچنین

 

 

 یادبودی باشه برای شما عزیز دلم

که بدونی چه مامان و بابای مهربونی داری

اینشالله سایه پر مهرشون تا ابد بالای سر شما عزیز باشه

الهی امین

 

 

مهسا و مجید عزیزم


زیبایی عشق، پاکی صداقت، اوج مهربانی و نهایت آرامش

 همه در کنارشما و مرسانای عزیزم برایمان

معنی پیدا کرده است.بابت تمام زحماتتون ممنونیم

صدها شاخه گل مریم تقدیم شما باشد كه برایمان در  جهان بهترین هستید.

 

برایتان سلامتی شادی عاقبت بخیری از خداوند بزرگ ارزومندیم

 

ادامه مطلب
نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1392ساعت 0:2  توسط مامانی فری  | 
 

آرزویم این است:

نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد . . . نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز . . . و به اندازه هر روز تو عاشق باشی عاشق آنکه تو را می خواهد . . . و به لبخند تو از خویش رها می گردد . . . و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد

 

عزیز دلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم 29 ماهگیت مبــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارک

 

نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1392ساعت 12:54  توسط مامانی فری  | 
 
 
 

سلام خدمت تمام دوستهای مهربونم دلم براتون خیلی تنگ شده بود به یاد همتون بودم و نایب الزیاره ممنونم از این دنیای مجازی که دوستهای گلی مثل شمارو به من داد ممنونم از فریبا جون مارال جون مانا جون که زنگ زدن و با صدای گرمشون به من انرزی دادن و حتی زهرای عزیزم که زمانی که تو مکه بودم با من تماس گرفت اینشالله قسمت همتون بشه و به ارزوهاتون برسین

راستشو بخواین از وقتی اومدم حس و حالش رو نداشتم که اینجا بیام نه اينكه بگم بعد از برگشت اين سفر خيلي حال و هواي روحاني پيدا كرده ام و منقلب كه نه!

يه جورايي براي نوشتن اين مطالب بايد اون حس و انرژي مي اومد.اينجا مي خوام از سفر10روزه ام به عربستان و و مشاهده ي عيني و حقيقي خودم بنويسم سفر حج يك سفري هست كه هر كسي تجربه و احساس و ديد مخصوص به خودش را داردبعضي كوركورانه راهي اين سفر شده و اعمال نيز كوركورانه انجام مي پذيرد بدون كوچكترين تغييري در وضع روحي.

اين دومین سفر مون تجربه خوبي براي من بود كه پيشنهاد مي كنم همه اونهايي كه به اين سفر نرفته اند يكبار هم كه شده امتحان كنند .مخصوصا اونايي كه كتمان خيلي چيزها رو مي كنند.

سفر در 15 دیماه در ساعت ۱۱.۴۵ شب بود پرواز ما سعودي بود بنابراينباید هيچ تاخيري نداشته باشه ولی از شانس ما دو ساعت تاخیر داشت و کلی تو فرودگاه معطل شدیم و اونجا متوجه شدیم به خاطر اون هواپیما قبلی که دچار مشکل شده بود باید میرفتیم جده چون باند فرودگاه مدینه بسته بود .اینم شانس ما بود البته بازم خدارو شکر چون قرار بود ما با همون پرواز باشیم ولی در دقایق اخر همسری پشیمون شد و اژانسو عوض گرد خلاصه رفتیم

 تو فرودگاه از هفت خوان رستم گذشتيم و يك نفس راحت كه خلاص و رفتيم توي صف پاسپورتها.سوار هواپيما شديم و.ايراني هاي بي نظم مهماندارها هي مي گن سيت داون.(بشندبا لهجه )ديگه اونا رو كلافه كره بودند هي مي گفت موبايلا خاموش مگه كسي اهميت مي ده.از اون طرف هم حاجي آقاهاي بعد از اين با ديدين چند مهماندار خارجي خانم چشماشون چهارتا شده بود و هووش و حواسشون...

نزديك فرود آمدن دوباره موبايلها بدون اجازه روشن يعني مهماندار اقا داشت گريه مي كرد واقعا خيلي بي نظميم نه خلاصه با هزار صلوات و نذر و نياز كه الان اين قوم تاتار قراره چه بلاي سرما بيارن خوديي ها كه نه لبخندي نه..تازه ادای ایرانی هارو هم در میاورد و میگفت صلوات بفرستید

ا راهي شديم به سمت اتوبوس و به سمت مدینه وای که چه سخت و طاقت فرسا 6 ساعت تو اتوبوس بشینی نزدیکهای صبح رسیدیم به یه رستوران تو راهی به نام کاسکو صبحونه رو خوردیم و راهی شد نزدیک ظهر به مدینه رسیدیم

بعد از كمي معطلي تا رئيس كاروان برسه و دوباره پاسپورتها گرفته شد و اتاقها تحويل و ناهارو خوردیم استراحت و ساعت 3 و رفتیم به طرف حرم حضرت رسول اونجا هم روحانی کاروان برامون زیارتنامه خوندو بعد هم رفتیم نماز خوندیم و یه دوری دورو بر حرم و بعد استراحت چون خیلی خسته بودیم زود خوابیدیم تا برای نماز صبح بیدار بشیم

 

هوای ابری مسجد رسول اکرم

اولين بار توي نماز صبح به مسجدالنبي رسيدم نمازي كه منو منقلب كرد مردم و جماعتي كه عين عاشوراي ما دسته دسته به حرم براي اقامه نماز مي آمدند چقدر با كشور من در تضاد بود نماز صبح در ايران اسلامي كه بيشتر فرادا و قضا هست.

دومين تعجب در بين نمازهاي يوميه بود كه هميشه دو اذان داشتند يك اذان ۲۰ دقيقه قبل از اذان واقعي بود و براي آمادگي و رسيدن به مسجد وهمه ي مغازه ها بدون استثنا بايد بسته مي شد چون جريمه داشت و مغازه دارها مشغول نماز جماعت مي شدند!

راستي اگه اين قانون توي كشور ما رايج بود فكر مي كنيد چه اتفاقي مي افتاد بدون شك مغازه دارها درون مغاز ه ها به بازي شطرنج يا تماشاي تلويزيون مشغول و تمام رسانه هاي دنيا بر عليه ما قد علم مي كردند كه آزادي بشريت زير سوال رفته.

.

توي مسجد النبي اگه مي فهميدند ايراني هستيد( كه كاملا با چادر ها و نوع روسري مشخص بود)و کوله پشتی ابی با ارم بیمه ایران که نماد ایرانی ها بود مخصوصا وقتی میخواستیم بریم روضه رضوان برخورد خوبی نداشتن

خلاصه هر كسي هر قومي با هر پوشش خاص خود اومده بود خانمهاي خود مكه و مدينه بدون استثنا پوشينه داشتند و بعد از اينكه من دوست جونيها از خيلي هاشون سوال كرديم كه اين پوشش رو دوست دارند بدون استثنا مي گفتند بله.

پوششهای زنان کشورهای مختلف  در مدینه

 

چرا توي ايران همه از حجاب فراري هستند.همه ي پوششها رو دقت كردم خيلي پوشيده و راحت بود تنها پوشش ايراني ها بود كه سخت و دست و پاگير بود

 پوشش زنان ایرانی

و با روسريهاي ابريشمي كه داشتند يه خروار مو هم بيرون بود اما دريغ از هر گونه هشدار حتي بعد از نماز ظهر داشتيم امسجدالنبي به هتل برمي گشتيم دو خانم جوان آدرس روضه رضوان رو مي پرسيدند كه يكي واقعا من دهنم باز موند رژ قرمزي كه الان عروسها هم اين رنگ و نمي زنند با آرايش غليظ واي اگه توي حرم مشهد يا قم بود...البته براي من خوشايند نبود مگه يه روز آرايش نكنه اونهم توي اين مكان مقدس و حرم امن .. هيچ كدوم از اون زائران غير ايراني آرايش نداشتند اكثرا مقنعه هاي بلندي داشتند كه تا پايين كمر مي آمد نه دست و پايي مي گرفت و نه زحمتي داشت و در عين حال پوشيده.

توي وضو خونه هم پوشينه برداشته مي شد چهره زيبا و لاغر زنان مدينه و مكه كه واقعا زيبا بودند و اصالت خودشون رو حفظ كرده بودند همون موهاي سياه با سرمه و حنا .حنا را مثل لاك گذاشته بودند بسيار زيبا بود.تنها ايراني ها بودند كه به رنگ و لعابهاي شيميايي روي آورده بودند.

اما پا برهنه به سرويس هاي بهداشتي مي رفتند اگر وقت نماز بود جلوي سرويس هاي بهداشتي نماز اقامه مي كردند كه اين براي ما ايرانيها غير قابل قبول هست احتمالا طهارت هم ندارند ...

در كنار قبرستان بقيع ساعت ۶ صبح كه مي شد شرطه ها مي اومدند و مردم رو پراكنده مي كردند يه ديواري بود خانمها پشت اون نماز مي خواندند يه شورطه با پا لگد مي زد و مي گفت: كه شرك شرك نماز تنها در مسجد.يا يك خانمي پشت قبرستان بقيع هاي هاي گريه مي كرد كه اعتراض مي كردند و يكيشون مي گفت"علي مرد .حسن مرد و خدا فقط خدا.

نمي دونم شايد تقصير خودمون هست كه باعث شديم حساسيت نشون بدند يه زيارت و نماز رو هم از هرجايي مي شه هديه داد اينطور نيست يا دوساعت مي نشينيم براي طلب حوائج دنيوي پشت قبرستان بقيع كمي زننده نيست.مگر نه اينست كه خدا در هر جايي ناظر ه

یه روز هم تصمیم گرفتم برم روضه رضوان و یا همون ستون توبه وقتی از تو هتل داشتم میرفتم به قصد نماز صبح دیدم یکی از خانمهای مسن کاروان نشسته تو لابی پرسیدم مگه نمیرین نماز گفت منتظرم یکی منو ببره منم که ااون نروز تصمیم داشتم برم روضه رضوان حالا چیکار کنم گفتم شاید قسمت این خانوم این بوده و با خودم بردمش حالا طفلکی با عصا هم راه میرفت براش خیلی سخت بود نماز صبح رو با هم خوندیم و منتظر نشستیم تا درهارو باز کنن تا بریم داخل وای که چقدر ایرانی ها بی نظمن اون خانومی که از طرف حرم مسئول خانمهای ایرانی بود پدرش دراومد هی میگفت ایرانی بشین بلند نشو ولی کو گوش شنوا واقعا خودمون مقصریم که بهمنون توهین میشه کشورهای دیگه با چه نظم و ترتیبی میرفتن ولی ما همیشه هولیم خلاصه درها باز شد و همه میدویدن منم با اون خانوم  که با عصا بود تند تند میرفتیم طفلکیادردش یادش رفته بود و مثل مادربزرگ زی زی گولو میدوید واقعا مرگو جلوی چشمام دیدم از بس که ازدحام جمعیت بود  تا اینکه رسیدیم و تو رکعت نماز حاجت خوندیم و سریع تا زیردستو پا له نشدیم برگشتیم اینقدر خانومه خوشحال شده بود و هی دعا میکرد و دورکعت نماز هم برای من خوند کلا تو این سفر همه خانومهای مسن رفیقم بودن و هواشونو داشتم

موعدمون تو مدینه تمام شد و با دلی شکسته خداحافظی و رفتیم به سوی مکه اول رفتیم مسجد شجره برای محرم شدن همیشه اونجارو که میبینم یاد اون دنیا میافتم که منتظریم نامه اعمالمونو بدن دستمون همه جا سفید پوش از ادمهاست مخوصا اون خانومی که میاد و به همون لبیک گفتو میگه تا محرم بشیم اینشالله قسمتتون بشه و بببینید که چه حالو هوایی داره بعد از اينكه در مسجد شجره محرم شديم يكي از قوانين محرم شدن اين است كه بوي خوش و عطر نبايد استعمال شود اما توي فضاي حياط مسجد بوي عطري پيچيده بود كه!!!!!!

مسجد شجره

 

اما از مكه كه هوا یه مقدار گرمتر بود هتل تا مسجدالحرام مسافتش خيلي طولاني بود با اتوبوس هاي كه رايگان شما رو تا انجا مي بردند و مخصوص زائران ايراني بودند البته راننده ها سياهپوست بودند و انگليسي رو خوب صحبت مي كردند .

اونجا همیشه در حال تمیز کردن مجوطه بودن و بوی مواد پاک کننده فضا رو گرفته بود

خوب تا به هتل ساعت نزديك 2صبح بود و همه خسته و شب را نخوابيده اما گفتند سریع وضو بگیرید تا بریم طواف البته دو گروه بودیم اونایی که با ویلچر بودن و مسن قرار شد فرداشب برن

.

این عکسو از طبق سوم که مخصوص کسانی که با ویلچر هستن وطواف میکنن گرفتم و همچنین افتخار داشتم یکی از خانمهایی رو که با ویلچر بود طواف بدم ولی هفت دور خیلی طولانی تر بود نسبت به پایین اون خانومی که بردم مال کرمان بود و همینجور که طواف میکرد با لهجه کرمانی برام دعا میکرد و منم بهش گفتم مادر فقط برای مریضها دعاکن ,وبا هم دعا کردیم و اشکامون سرازیر شد

خلاصه راهي شديم بريم كعبه براي طواف .تا خود كعبه پياده روي زيادي بود

با لباس احرام آهسته ، آهسته به مسجد الحرام نزدیک می شوی ، صدای قلبت رو میشنوی ، انگار در خواب و رویا بسر میبری . با پای برهنه سرها پایین به داخل مسجدالحرام میشوی لحظه دیدار نزدیک است ، همچنان سرها رو به پایین ، از پله ها پایین می روی و پس از چند قدم به سجده می روری ودر آن سجده با خودت خلوت میکنی و از خداوند مهربانت سه خواسته ای رو به زبان می آوری ، کم کم باید سرت را بلند کنی ، خداوندا آین چه لحظه ایست ، سرت رو از سجده بر میداری و در این لحظه کعبه رو در جلوی چشمانت می بینی و بی خداگاه اشک از چشمانت جاری می شود واز طرفی فکر می کنی که هنوز در خواب باشی . خدای من ای منم که به خانه ات آمدم ، من حقیر رو به مهمانیت دعوت نمودای! همچنان در زمین و هوا ماندهای و نمی دانی ار خوشحالی بی حدی که درآن لحظه داری چه باید بکنی . بیاد همه خانواده ، اقوام، آشنایان، دوستان،وهمه و همه دعا نمودم . التماس دعا

اینشالله قسمت همه ارزومندان بشه و اون لحظه رو ببینید

دختر خانمي هم همسفر ما بودند كه سني ازشون گذشته بود و مي گفتند معلم هستند توي سالن غذاخوري يه تيكه از نخي رو نشونم دادند كه از پرده كعبه كنده و برداشته بودند؟!!!!!

مي گم خانمي اگه هر كي مي ياد يه تيكه نخ بكنه كه چيزي ازش نمي مونه؟

مي گه هر سال عوضش مي كنند!!!!!يعني چي .يعني خدا توي چند تار نخ خلاصه شده فكر نمي كنيد داره بت پرستي احيا مي شه.خدا رو بايد توي دل و با چشم دل ديد حضرت علي فرموده اند كه حتي توي آخرت هم قابل رويت نيست؟؟؟؟

.

دوستان از هر مكاني مي توان توبه و انابه كرد و ارتباط با ايزد منان كردو بس.البته اسراري از اسرار خداوند " سبحان الله والحمدالله و لااله الله والله اكبر "و چهار وجه كعبه نيز بر اين چهار سخن هست:

"كعبه، جلوه عرش خدا در زمين

خداوند متعال براى اين كه انسان را فرشته خو كند و آثار فرشتگان را در انسان ظاهر نمايد، همانطورى كه دستور روزه گرفتن مى دهد تا از لذائذ طبيعى پرهيز شود و انسانها همانند فرشتگان، از خوردن و نوشيدن و ديگر كارهاى حيوانى برحَذَر باشند، همچنين به انسان دستور طواف حريم كعبه اى را مى دهد كه معادل بيت معمور در عرش خداوند است. چون فرشتگان اطراف عرش اله، به ياد حق سرگرم طواف هستند و به نام حق تسبيح مى كنند و براى ديگران از خداوند متعال طلب آمرزش مى كنند، براى انسان نيز در زمين، كعبه را بنا ساخت تا انسانِ وارسته دور آن طواف كند. به نام حق زمزمه كند و براى ديگران از خدا آمرزش بخواهد. كعبه، و حدود آن، حرم، مشاعر، محدوده حرم و شعائر آن هر يك به نوبه خود، نشانه اى است از نشانه هاى الهى كه در تأمين اين منظور والا ،نقش موثري دارند.

در روايات، كعبه را تنزّل عرش مى دانند و محاذى بيت معمور و عرش خدا و طواف اطراف كعبه را، همانند طواف فرشتگان در اطراف عرش اله مى دانند كه آن عرش به صورت بيت معمور تنزل كرده و بيت معمور هم به صورت كعبه در عالم طبيعت جلوه كرده است.

اين كه در روايات آمده است كعبه محاذى بيت معمور است و بيت معمور محاذى عرش; يعنى اگر كسى آنگونه كه شايسته طواف است، دور كعبه طواف كند به بيت معمور صعود مى كند و اگر به آن حدّ صعود كرد و وظائف آن مرحله را ايفا نمود، به مقام عرش اله مى رسد; (قلب المؤمن عرش الرحمن).(1)"

اینشالله پست بعدی با عکسهای ایران

اینم چند تا عکس که براتون میذارم تا برای مرسانای عزیزم هم یادگاری بمونه و هم حوصلتون سر نره پس بیاین ادامه مطلب

ادامه مطلب
نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1392ساعت 2:35  توسط مامانی فری  | 


 

مرسانای عزیزمممممممممممممم ممنونم گلم بابت این سبد گل زیبا وجودت از این گلها هم برای ما زیباتره گل همیشه بهارم

 

 


مر سا نا گلی چون بابایی احمد مصادف شد با سفرمون دیشب این سبد گل زیبارو هم برای سالگرد ازدواج و هم تولد بابایی اورد دست عزیزانم درد نکنه که همیشه به یاد ما هستین اینشالله که بتونیم جبران کنیم

 

و اینم تقدیم میکنم به همسر با وفایم

همسر خوبم با وجود پر مهرت و نگاه گرمت دنیایی از پاکی و صفا برایم به ارمغان آوردی
خوب من برای توصیف مهربانی‌هایت واژه‌ها یاری نمی‌ دهند ، چرا که تو خود قاموس مهربانی هستی و من خوشحالم که سالی دیگر بر عمر زندگی مشترکمان افزوده شد …


نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1392ساعت 14:36  توسط مامانی فری  | 
 

بسم رب الکعبه

خداوند کریم را شاکرم که به من توفیق زیارت خانه خودش

 و حرم مطهر رسول مکرم اسلام (ص) را عطا فرمود

 

از همه دوستان مجازیم طلب حلالیت میکنم

 

مطمئناَ اگر خداوند بزرگ دعای بنده را بپذیرد ،

دعاگوی همه عزیزان خواهم بود.

بدرود

 

 

 

 میدونم دلتون برای مرسانا جون تنگ میشه

 اینم یه عکس تازه از تنور

دراومده برای دوستداران مرسانا گلی


 

 

 

نور چشم مامان

 

دلم  خیلی خیلی برات تنگ میشه

 

 

 

 

نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1392ساعت 4:49  توسط مامانی فری  | 

 

مرسانا گلی تا این لحظه ، 2 سال و 4 ماه و 0 روز و 6 ساعت و 21 دقیقه و 27 ثانیه سن دارد :. 

 

 

اینم عکس  اولین سال نو میلادی مرسانا عزیز

2012

 

ادامه مطلب  

 

ادامه مطلب
نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1392ساعت 10:4  توسط مامانی فری  | 

 

28 ماهگیت مبارک پری کوچک من

 

 

 مرسانای خوشگلم

 

اين روزها چقدر مهربان  ترشده اي .
چقدر شیرین تر ، چقدر دوست داشتني تر.
اين روزها كه ديگر نميتوانم مثل قبل با تو بازي كنم چقدر بزرگ تر شده ای ،
 
  فهیم تر .
 
دلرباتر .

راستش انقدر شگفت زده ام از رفتارت كه نميدانم چه بگويم و بنويسم كه تو نيز بداني .

 

دروغ چرا ؟ هيچ وقت فكرش را نميكردم در اين سن و اين شرایط با چنين
 
رفتار هاي تو مواجه شوم !
تو انقدر خانمانه رفتار ميكني كه باور نكردني ست.
انقدر كه گاهي شرمنده ات مي شوم !

مهربانم
حالا نبايد دست هاي تو را بوسيد ؟
نبايد مقابل چشمان مهربان تو سجده كرد ؟



مرسانای من ، پري كوچكم ؛

ممنون از همه ي مهرباني هايت.
.
ممنون عزيز دلرباي من.

اين را بدان كه تو براي ما يك معجزه اي ، و خواهي بود.
هميشه برايم بكر و تكرار نشدني هستي.
هميشه دوست داشتني و عزيز !


تو نفسي براي من !
نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1392ساعت 4:8  توسط مامانی فری  | 


شب یلدا 

قسمت دوم 


 

 

 

ادامه مطلب
نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1392ساعت 16:10  توسط مامانی فری  | 
مرسانای عزیزم

انار بیار دون کنم غماتو دون دون کنم

هندونه بیار قاچ کنم لوپتو بیار ماچ کنم


غمتو بیار چال کنم بخند تامن حال کنم


سومین یلدا زندگیت مبارک عروسکم

 

 


 

 

عزیز دلم چون از شمع خیلی خوشت میاد تا تونستم برات شمع روشن کردم

و وقتی اومدی فکر کردی تولد و شعر تولد مبارک میخوندی  

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 


عزیزدلم یلدا 92 یه کوچولوی با شخصیت مهربون و شاد بودی و همه مارو دیوونه خودت   کرده بودی

الهی که من فدای یکی یکدونه ام بشم

 

کلی عکس در ادامه مطلب یادگاری یلدا 92 یرای عزیز دلم


برچسب‌ها: سومین شب یلدا مرسانا جون

ادامه مطلب
نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1392ساعت 2:53  توسط مامانی فری  | 
مرسانای قشنگم 

چیزی به شب یلدا نمانده ...

شبی که فضایی رویایی دارد

شبی که هوایی عاشقانه دارد



بیاد میاورم اولین شبی که تـــــــو با حضورت محفل دو عاشق را روشن و نورانی کرده بودی ...

اولین شب یلدای تــــــــو دختر گلم 

درخشش ستاره ها نیز شور و شوق خاصی داشت

شبی با بودن تو در کنارمان نیازی به نور ستاره وماه نبود 

n6


دومین  شب یلدای با تو بودن آغاز عشق در شب های بلند دلهای ما بود…

شبی که ماه در خانه ما بود
 

شبی که رنگ خستگی دوران از صورت و قلب ما محو شده بود
 
و رنگ عشق و خوشبختی و محبت نمایان شد…

اکنون من آرزو دارم از اولین شب یلدا تا یک صدمین شب یلدا 

تــــــــو همچنان درخشنده و نورانی باشی ماه دخترم 


شب هایی گرم و سرشار از صفا و صمیمیت با تــــــو …

شب هایی که سحرگاهش در دل عاشقمان پر از محبت توست

شب هایی که تنها محبت است و دلداری!

شب هایی که در اعماق دلهایمان تنها محبت دیده می شود…

شب هایی که تنها آواز دلنشین صدای عاشقی شنیده شود…

آرزو می کنم این شب های بلند و زیبا و فراموش نشدنی

 با تــــــــو و در کنار

 تــــــــــو ابدی باشد ...

این نوشته زیبا رو دوست عزیزم فریبا جون تقدیم کردند

 ممنونم از الطاف بینهایتشون

نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1392ساعت 2:50  توسط مامانی فری  | 


مرسانا جون با اولین لباس فرم مهدکودک


 کلی عکس 

 

ادامه مطلب
نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 2:36  توسط مامانی فری  | 
 
 
 
 مرسانای عزیزتر از جانم

 

امروز به تاریخ میلادی ؛ 11.12.13 است ! 

 چنین ترتیب اعدادی ، هزارسال دیگر اتفاق می افتد
 
 
 از خواب که  بيدار شدم از خودم پرسيدم زندگی چه می گويد؟
 

جواب را در اتاقم پيدا كردم،

 

سقف گفت : اهداف بلند داشته باش

 

پنجره گفت : دنيا را بنگر

 

... ساعت گفت : هر ثانيه با ارزش است

 

آيينه گفت : قبل ازهر كاری به بازتاب آن بينديش

 

تقويم گفت : به روز باش

 

در گفت : در راه هدف هايت سختی ها را هُل بده و كنار بزن

 

زمين گفت : با فروتنی نيايش کن

نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1392ساعت 17:14  توسط مامانی فری  | 

عزیز  دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

 

 

138.gif133.gif

 

ماهگیـــــــــــــــــــــــــــــت مبـــــــــــــــــــارک

 

امیدوارم از پاییز درس امید و عشق بگیری

 و دلت همیشه بهاری باشه

عزیز دوست داشتنی من

 

مرسانای نازنینم

شب برای من روز برای تو ، تلخی برای من شيرينی برای تو

خار برای من همه گلها برای تو ، شادی برای تو غم برای من

همه چی برای تو ، هیچ چی برای من

دنیا برای تو ، تو هم برای من . .   

   

27 ماهگیت مبارک  یکی یکدونه ام

 

 

مرسانا جون   2 سال و 3 ماه و 0 روز و 21 ساعت و 21 دقیقه و 38 ثانیه سن دارد

 

 نایت اسکین

همچون عروسکی به زیبایی تمام نشسته

 

 بر زورقی از برگ های پاییز

 

،در انتظار بهار زندگی خویش؛ دل سپرده به فردا،

 

که نگاهش به آن بالاهاست؛

 

آینده اش چون چهره ی آسمانیش درخشان باد.

 

 نایت اسکین

 

عزیز دلم این نوشته زیبا روعمو هادی عزیز

تقدیم کردن دستشون درد نکنه

همیشه با نوشته های قشنگشون مارو سوپرایز میکنن

 

نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1392ساعت 13:23  توسط مامانی فری  | 

اولین خرید مرسانا جون به انتخاب خودش

 

مــــــــرســـــانــــا گـــــــــلــــــــــی تا این لحظه ، 2 سال و 2 ماه و 24 روز و

 

22 ساعت و 47 دقیقه و 44 ثانیه سن دارد :.

 Shopping Spree

 

Shopping Spree

 

 totalgifs.com profissoes gif gif cozinheiro1.gif

 

عزیز دلم

اولین اسباب بازی که ازش استقبال کردی و ساعتها باهاش سرگرم بودی

 

بقیه ماجرا در ادامه مطلب

ادامه مطلب
نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1392ساعت 2:15  توسط مامانی فری  | 

 مرسانا گلی 2سال و 2 ماه 22 روزو 22 ساعت

 

 

 ساعت 5/2 بامداد روز یکشنبه3اذر 92

 

مرسانا عزیزم به مناسبت این روز دعا میکنم

 

ای خدای گنجشک های مهربان!

 ای خدای شبنم های پاک

 ای پروردگار ..روز را با نام زیبای تو آغاز میکنم که نام تو بهترین آغاز است

 امروز روز یکشنبه تورا سوگندت میدهم
 
به حق بالهای کبوترانی که هیچ گاه اسیر قفس نبوده اند

 وبحق صدای شکفتن گلها در سحر
 
 
وآنان که دوستشان میداری که امروز...
 
 
 

 ... سه حاجت مرا برای تمام عزیزانم برآور
 
 وسه نعمت برایشان  ارزانی بخش
 

سلامتی ......شادی..... وموفقیت و میدانم اینها را عطا خواهی کرد


 تو مهربانتر از آنی که می پندارم

 

با تو شب یک نقطه ریز تاریک در دفتر هستی است
 
 
آ میـــــــــــــــــــــن
 

 

نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1392ساعت 2:35  توسط مامانی فری  | 

 

 

 

 

 

 

 

 

فکر میکنید مرسانا گلی داره چکار میکنه

 

تشریف بیارین ادامه مطلب

 

 

گزارش لحظه به لحظه و تصویری

ادامه مطلب
نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1392ساعت 3:32  توسط مامانی فری  |